Translation Lithuanian - Persian (Farsi) : policininkas

Translation

(Show...)
     
1 آدم
2 احتیاط
3 اداره کردن
4 ادم بی بند و بار
5 ادم حریص و کثیف
6 ادم کثیف
7 ادمی
8 از بین رفتن انحناء کف پا
9 اسباب پوست کن
10 اشغال خوری
11 افسر
12 افسر ارتش
13 افسر معین کردن
14 انسان
15 با مس اندودن
16 باتلاق
17 بربست
18 بشر
19 تعقیب قانونی کردن
20 تعقیب کردن
21 تفاله
22 جک زدن
23 حائل
24 حالت اماده باش در شمشیر بازی و مشت زنی وامثال ان
25 حق
26 حقوق
27 خرک برای بالا بردن چرخ اتومبیل
28 خنازیر
29 خوک
30 خوک زاییدن
31 داتا
32 دارای عزم ثابت
33 رفیق
34 روپوش کتانی پزشکان و امثال ان
35 ریش تازه جوان
36 ریش ریش شدن
37 سر کرده
38 سرزنش کردن
39 شخص
40 شلوار گشاد
41 شوهر
42 صاحب منصب
43 ضابطه
44 غذای رقیق وبی مزه
45 فرد
46 فرماندهی کردن
47 فنجان
48 قاعده
49 قالب ریختهگری
50 قانون
51 قانون مدنی
52 لبریز شدن
53 لجن
54 مامور
55 مامور پلیس
56 مثل خوک رفتار کردن
57 محافظ
58 محافظت کردن
59 محفوظ کردن
60 مرد
61 مردی
62 مس
63 مس یا ترکیبات مسی بکار بردن
64 مستحفظ
65 مسطح شدن کف پا
66 مشروب رقیق وبی مزه
67 مصون داشتن
68 مهره شطرنج
69 نرده حفاظتی
70 نرده روی عرشه کشتی
71 نفر