Translation Lithuanian - Persian (Farsi) : pilnas

Translation

(Show...)
     
1 آبجو استاوت
2 ابری
3 انباشته
4 انبوه
5 انجام دادن
6 اکنده
7 با اسطقس
8 بار شده
9 بالغ
10 بانجام رساندن
11 بی خرده
12 بیخرده کردن
13 تمام
14 تمام و کمال
15 تنومند
16 تومند
17 تپل
18 تکمیل کردن
19 تیره
20 حساس
21 خاتمه دادن
22 دارا
23 دایره وار
24 در قید حیات
25 درست
26 دست نخورده
27 دور زدن
28 رسیده
29 روشن
30 زنده
31 زیاد
32 سالم
33 ستبر
34 سخت
35 سراسر
36 سرزنده
37 سرشار
38 سفت
39 سپری کردن
40 سیر
41 شایع
42 شعور حیوانی
43 شق
44 صخیم
45 صدای تلپ تلپ
46 ضخیم
47 عادی
48 عمومی
49 غریزه
50 غلیظ
51 فربه
52 فربه ساختن
53 فول
54 قدی
55 قوی بنیه
56 لبریز
57 متداول
58 مجموع
59 محکم
60 محکم افتادن یا افکندن
61 مدور
62 مطلق
63 معمولی
64 مفصل
65 مملو
66 مهره مانند
67 مکمل
68 نوبت
69 نوعی ابجو
70 نیرومند
71 همه